خراقه

لغت نامه دهخدا

( خراقة ) خراقة. [ خ َ ق َ ] ( ع مص ) ندانستن. ( از منتهی الارب ). منه: خرق بالشیی خراقة؛ ندانست آن چیز را. ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).

جمله سازی با خراقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نويسنده كتاب اسرار هزارساله، با الهام از مبانى مسلك وهابيت و انديشه هاى انتقادىكسروى، از برخى اعتقادات شيعيان - كه آنها را خراقه مى پنداشت - و نيز تشكيلاتروحانيت انتقاد كرده بود.

💡 پولس قهرمان خراقه تثليث، در رساله غلاطيان، باب سوم، بند سيزده مى گويد:مسيح ما را از لعنت شريعت فدا كرد؛ چون در راه ما لعنت شد چنانكه مكتوب است: ملعون استهر كس كه بردار آويخته شود. يوحنا در رسالهاول خود، باب دوم، بند اول مى گويد: اى فرزندان من ! اين را به شما مى نويسم تاگناه نكنيد و اگر كسى گناه كند، شفيعى داريم نزد پدر؛ يعنى عيسى مسيحعادل و اوست كفاره به جهت گناهان ما. و نه گناهان ما فقط بلكه به جهت تمام جهان نيز!!

اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز