خبینه

لغت نامه دهخدا

( خبینة ) خبینة. [ خ َ ن َ ] ( ع اِ ) یخنی. ( از بحر الجواهر ). شاید مصحف خبیئه باشد.
خبینه. [ خ ُ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نهرهاشم بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در هفت هزارگزی جنوب باختری اهواز و کنار رود کارون. این دهکده دارای 50تن سکنه میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان نهر هاشم بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در هفت هزار گزی جنوب باختری اهواز و کنار رود کارون.

جمله سازی با خبینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خبینه علیا، روستایی از توابع بخش اسماعیلیه شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است. خبینه علیا روستایی بسیار سرسبزدر شبه جزیره ای بوجود آمده از دور زدن رودکارون به وسعت بیش از 150هکتار درمجاورت شرکت نورد در جنوب غربی شهر اهوازبود که حدود شصت خانواده عموما از طوایف دشت بزرگ وچهارلنگ در آنجا ساکن بودنند شغل اکثر ساکنین این روستا کشاورزی در زمینهای حاصلخیز وباصفای روستا وکار در کارخانجات آجر پزی وفولاد مجاور بود البته ساکنین این روستای زیبا وشبه جزیره ای پس از انقلاب و سیل سال 1358 از این روستا به مناطق دیگر اهواز مهاجرت کرده واکنون دیگر در این روستا کسی از اهالی بومی زندگی نمی‌کند و خانه های قدیمی کاملا از بین رفته ولی در فاصله چند کیلومتری شمال این روستا در زمینهای شرکت گروه ملی روستایی به همین نام بوجود آمده ولی تعداد کمی از اهالی قدیمی در این روستای جدید زندگی می‌کنند

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز