لغت نامه دهخدا
خاک انبار. [ اَ م ْ ] ( ن مف مرکب ) انباشته شده از خاک. پر از خاک:
دست کفچه مکن به پیش فلک
که فلک کاسه ای است خاک انبار.خاقانی.
خاک انبار. [ اَ م ْ ] ( ن مف مرکب ) انباشته شده از خاک. پر از خاک:
دست کفچه مکن به پیش فلک
که فلک کاسه ای است خاک انبار.خاقانی.
انباشته شده از خاک پر از خاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۵۸، اولین تصحیح استاد جمشید مظاهری از کتاب «تاریخ اصفهان» جابری انصاری انتشار یافت. این چاپ تعلیقات کمی داشت و استاد بیست سال دیگر تحقیق کرد تا در سال ۱۳۷۸، این کتاب را بار دیگر با تعلیقات عمیق و ارزشمندی به چاپ رسانید. این چاپ حدود ۶۰۰ صفحه است. باید گفت تعلیقات استاد، گرانقدرتر از متن کتاب است. وی با مراجعه به صدها کتاب مختلف، این حواشی ارزشمند را نوشت و در واقع، کتاب را احیا کرد. استاد مظاهری در مقدمه کتاب مذکور چنین آوردهاست: «آنان که به «تاریخ اصفهان و ری و همه جهان» درنگریستهاند میدانند که آن مجموع نفیس، کتابی چندان بسامان نیست. نه مطالب نظم و نسقی استوار دارد و نه اسلوب انشای مؤلف طرزی تندرست و بهنجار است. بگذریم از اینکه صحت بعض منقولات وی در محل تأمل است. باری، نویسنده این سطور را که دیری است تا بر مطالعه آثار انصاری مواظبت دارد، دریغ آمد این گنج شایگان که خاک انبار تشویش و تعقید است، همچنان از نظر پژوهندگان پنهان ماند؛ پس فایدهجویی را صلاح آن دید که در مطالب جایجای ترتیبی و نظمی تازه دهد تا بعض حرفها که رشته سخن را میگسلد به فراویز کتاب یا جای فراخور خویش نقل گردد؛ نیز آنچه را خطا و ناتمام میدانست سعی نمود تا با استعانت از کتب دیگر به اصلاح گراید و تمام شود»