لغت نامه دهخدا
سنگ در. [ س َ گ ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دهلیزخانه که در ولایت از سنگ میباشد. ( آنندراج ):
بسنگ در کعبه ام ده قران
وز آن پله طاعتم کن گران.هاتفی ( از آنندراج ).
سنگ در. [ س َ گ ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دهلیزخانه که در ولایت از سنگ میباشد. ( آنندراج ):
بسنگ در کعبه ام ده قران
وز آن پله طاعتم کن گران.هاتفی ( از آنندراج ).
دهلیز خانه که در ولایت از سنگ باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همین بس حاصل دیوانگی میلی که هر ساعت به سویم سنگ در کف میدود طفل جفا جویم
💡 سنگ در سال ۱۲۶۸ در ساری به دنیا آمد. او تحصیلات خود را ابتدا در ساری و سپس در مدرسه آلیانس فرانسویها درتهران به پایان برد. سنگ سپس به سوئیس رفته و به مدت ده سال در رشته پزشکی به تحصیل پرداخت.
💡 اين سنگ در بدو امر همچون ياقوت سفيد و شفافى بود كه پس از اين تماس ها و اصابتاين اشياء آلوده با آن رفته رفته رنگش تيره و سياه شد و به اين صورتى كه اكنونمى بينى درآمد.
💡 آب و سنگم دادهای بر باد و من پیچان چو آب سنگ در بر میروم وز دل فغان انگیخته
💡 سنگ در دیوارها از شوخی طفلان نماند شهر اگر ویران شود خود را به صحرا میکشم
💡 چیست به عهد من جهان صرعی سنگ در بغل؟ کیست به بخت من فلک مست خدنگ در کمان؟