لغت نامه دهخدا
حوالجات. [ ح َ ل ِ] ( ع اِ ) در تداول، ج ِ حوالة. رجوع به حوالة شود.
حوالجات. [ ح َ ل ِ] ( ع اِ ) در تداول، ج ِ حوالة. رجوع به حوالة شود.
( اسم ) جمع حواله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ه) امضای اصل و مسوده مراسلات و اعلامیه ها و حوالجات و اسناد
💡 تالار حواله ارز: محلی برای عرضه حوالجات ارزی صادرکنندگان و تقاضای ارزی واردکنندگان است. نرخ حواله متناسب با نوع حواله و ویژگیهای آن در این تالار میان صادرکنندگان و واردکنندگان کشف میشود. هم اکنون حوالجات ارزهای پرمتقاضی مانند یورو، دلار و درهم در این تالار مورد معامله قرار می گیرد. شرکت های صنایع معدنی، شیمیایی و فلزی از بزرگترین عرضه کنندگان ارز در تالار حواله مرکز مبادله هستند.