حنادر

لغت نامه دهخدا

حنادر. [ ح ُ دِ ] ( ع ص ) رجل حنادرالعین؛ مرد تیزنظر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

جمله سازی با حنادر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با عنایت به موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن ونک و مزارع آن در دامنهٔ سلسله جبال زاگرس، آب و هوای این منطقه متنوع و معتدل می‌باشد. مزارعی که در ارتفاعات بالاتر واقع شده‌اند دارای هوای سردتر و آن‌هایی که در کف دره‌ها هستند هوای گرمتری دارند. شهر ونک و مزارع شمس‌آباد، تنگده (تنگدم)، حنادر و کشتنگان از نقاط گرمتر و مزارع نخودان، کمانه، چمه، اسفراهان و جسور از مناطق سردتر هستند. در نقاطی از دالانکوه و کوه بالا که نسا هستند در بیشتر سال‌ها غیر از سال‌های خسکسالی، برف هر سال، برف سال پیش را می‌بیند. در سال‌های قبل از ورود یخ و یخچال به ونک، در گرمای تابستان، مردم مشتری برف یخچال‌های کوه بالا بودند؛ عده‌ای برف‌ها را با اره می‌بریدند و مقداری از گیاه چویل را (برای عطر خوب آن) کنارش می‌گذاشتند و بر چهارپا حمل می‌کردند، آنان زمان رفت و برگشت را طوری تنظیم می‌کردند که بتوانند حدود ساعت ۱۱ صبح قبل از شدت یافتن گرمای تابستان برف سرد را به بازار بیاورند و به فروش برسانند. آن‌هایی که در تابستان برف و شیره خورده‌اند و همچنین کشاورزانی که در مزارع حنادر و کشتگان در گرمای تابستان گندم درو کرده‌اند بیشتر از دیگران خنکی آن برف‌ها را در ذایقهٔ خود حساس می‌کنند.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز