جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سران شیعیان کوفه در خانهٔ سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و در نامهای به حسین، خدا را بهخاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کرده، معاویه را خلیفهای ناحق و غصبکنندهٔ آن بدون شایستگی نامیده و اذعان داشتند که دیگر حکومت بنیامیه را تحمل نکرده و آنان را غارتگر اموال فیء و توزیعکنندهٔ اموال خدا بین ثروتمندان و کُشندهٔ بهترین مسلمانان (اشاره به کشتار حجر بن عدی و پیروانش) و زندهباقینگهدارندهٔ بدترین مردمان نامیدند. کوفیان بیان داشتند که نماز جمعهٔ این هفته را به اقامت نعمان بن بشیر — والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود — برگزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، نعمان را از کوفه بیرون خواهند نمود.
💡 از سوی دیگر، خبر مرگ معاویه با خوشحالی کوفیان که اکثراً از شیعیان علی بودند، مواجه شد. سران شیعیان کوفه در خانهٔ سلیمان بن صرد خزاعی جمع شدند و در نامهای به حسین، خدا را بهخاطر پایان یافتن حکومت معاویه شکر کردند، معاویه را خلیفهای ناحق و غصبکنندهٔ آن بدون شایستگی نامیدند. آنها بیان داشتند که نماز جمعه را به امامت نُعْمان بن بَشیر — والی کوفه که از سوی معاویه گماشته شده بود — برگزار نخواهند کرد و اگر حسین راغب به آمدن باشد، او را از کوفه بیرون خواهند نمود. ساکنان کوفه و سران قبایل آن، به حسین هفت قاصد با کیسههای فراوان از نامه فرستادند که دو قاصد نخست در ۱۰ رمضان ۶۰ ه.ق/۱۳ ژوئن ۶۸۰ م به مکه رسیدند. حسین در زمان اقامتش در مکه بهطور پیوسته از طرف کوفیان نامههایی را دریافت میکرد که در آنها کوفیان اصرار میکردند که حسین به کوفه برود؛ چرا که در آنجا از حمایت کوفیان برخوردار است. آنها از نداشتن امام اظهار ناراحتی میکردند و حسین را تنها شخص شایستهٔ این مقام میخواندند. البته، برخی از نامههایی که به حسین رسید، در جهت همرنگ شدن با جماعت کوفی بوده؛ مانند نامههای شَبَث بن رِبْعی و عَمْرِو بن حَجّاج که در کربلا به جنگ با حسین رفتند.