حبتر

لغت نامه دهخدا

حبتر. [ ح َ ت َ ] ( ع اِ ) روباه. || ( ص ) مرد کوتاه بالا. ( منتهی الارب ). کوتاه محکم خلق. ( مهذب الاسماء ). کوتاه فربی. ج، حباتر.
حبتر. [ ح َ ت َ ] ( اِخ ) ابن ضباب بن خشرم طهوی. مردی از بنوطهیة است. مذاکرات او با ذوالرمة شاعر عرب در الموشح مرزبانی چ 1343 هَ. ق. ص 180 و 181 یاد شده است. و شاید هم او مقصود راعی شاعر از این شعر باشد:
فلما أتاها حبتر بسلاحه
مضی غیر مبهور و منصله انتضی.
رجوع به الموشح ص 158 شود.

فرهنگ فارسی

روباه مرد کوتاه بالا کوتاه محکم خلق

جمله سازی با حبتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اين جا فرمود: اى جابر برهوت آشكار شد پس شيبوبه و حبتر را در حالتى كه درعذاب بودند در داخل تابوت ديدم پس آن دو مرد مرا صدا زدند و گفتند: يا اباالحسنبرگردان ما را به دنيا تا اقرار كنيم به فضل تو و اقرار كنيم به ولايت و امامت تو.

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز