لغت نامه دهخدا
حالبین. [ ل ِ ب َ ] ( ع اِ ) تثنیه حالب.دو رگ از راست و چپ در بن ران است و از آن دو، بول از دو گرده به سوی مثانه آید. رجوع به حالبان شود.
حالبین. [ ل ِ ب َ ] ( ع اِ ) تثنیه حالب.دو رگ از راست و چپ در بن ران است و از آن دو، بول از دو گرده به سوی مثانه آید. رجوع به حالبان شود.
دو رگ است از راست و چپ در بن ران است و از آن دو بول از دو گرده بسوی مثانه می آید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فی حصرالبول … یا سنگ در گُرده [کلیه] گیر کرده، یا در حالبین یا در مجرا؛ یا اینکه «گوشتی بُوَذ رُسته اندر قَضیب از بس ریشی افتذ یا آزخی کوشت رسته بوذ و علاج وی دشوار بوذ»