جوقه جوقه
مترادفها
جمعیت، انبوه
متضادها
تکتک، انفرادی، پراکنده
لغت نامه دهخدا
جوقه جوقه. [ ق َ ق َ / ق ِ ق ِ ] ( ق مرکب ) دسته دسته. بدسته ها و گروههای جدا.
فرهنگ فارسی
دسته دسته بدسته ها و گروههای جدا
جمله سازی با جوقه جوقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از نماز جنازه را درقبر میگزارند برای چند دقیقه روی آن را بازمیگذارند تا همه برای آ خرین بارعزیز خودرا ببینند. ملا امام یا شخصی زندگینامه میت را تشریح میکند. در اخیر همه بگویند این میت مسلمان و آدم خوب بود جایش جنت باشد. سپس هرنفر باید حد اقل ۷ بیل خاک را بالای میت بپردازند. پس از دفن حلوا به روح مردگان توزیع میشود. دراخیرمرده داران دست به سینه ایستاد شده مردم جوقه جوقه برای فامیل مرده دار ابراز تصلیت و همدردی میکنند. مرده دار غرض غم شریکی مردم را به نهار دعوت میکنند؛ و هم اعلان میکند درکدام مسجد وکدام روز فاتحه گرفته میشود.
💡 در روزهای تعطیل، بازار بزرگ شهر با جمعیت جوقه جوقه مردم که برای خرید و فروش محصولات مختلف گرد آمده بودند، بسیار شلوغ بود.
💡 کودکان با هیجان و جوقه جوقه به سمت فروشگاه اسباببازی میدویدند تا بتوانند جدیدترین و جذابترین وسایل بازی را برای خود بخریده باشند.
💡 جمعیت جوقه جوقه تماشاگران در سالن سینما، هیجان لحظات حساس فیلم را به خوبی نشان میداد و فضای سالن را کاملاً پر کرده بود.