گروه بندی
مترادفها
دستهبندی، طبقهبندی
متضادها
پراکندگی، از هم گسیختگی
لغت نامه دهخدا
گروه بندی.[ گ ُ ب َ ] ( حامص مرکب ) به دسته دسته تقسیم کردن. || به دسته ها تقسیم کردن واحدهای نظامی را.
فرهنگ فارسی
تقسیم کردن واحدی است بدسته های مختلف.
فرهنگستان زبان و ادب
{grouping} [باستان شناسی] جدا کردن اشیای مشابه به صورت مجموعه بدون دسته بندی ازپیش تعیین شده
جمله سازی با گروه بندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اینجا میخواهیم لیستی از انواع زبان های برنامه نویسی داشته باشیم. این لیست از زبان های برنامه نویسی قابل توجه است که بر اساس نوع گروه بندی شده اند.
💡 برای انجام یک تحقیق علمی دقیق، ابتدا باید از روشهای درست برای گروهبندی نمونهها بر اساس ویژگیهای ظاهری و ساختاری استفاده کرد.
💡 در مدیریت منابع انسانی، گروهبندی کارکنان بر اساس مهارتها و توانمندیهای فردی، باعث افزایش بهرهوری و نظم در محیط کار میشود.
💡 کتابدار با دقت بسیار زیاد شروع به گروهبندی کتابها بر اساس موضوعات مختلف کرد تا دسترسی کاربران به منابع آسانتر شود.