جندق بیابانک

لغت نامه دهخدا

جندق بیابانک. [ ج َ دَ ن َ ] ( اِخ ) دهستان جندق بیابانک شامل تمام بخش خوربیابانک است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ). نام فارسی آن گنده و گندا که بالاخص به قریه جندق اطلاق می شود، حد شمالی کویر، شرقی گلشن، جنوبی کرمان و یزد و فارس و غربی نائین و اردستان است، مساحت آن قریب 4000 فرسنگ مربع و جمعیت آن قریب 10هزار تن. آب و هوا بسیار خشک و تابستان فوق العاده گرم و زمستان بسیار سرد است. بارندگی و آب آن بسیار کم است. اراضی آن شنزار است و اطراف آنرا نواحی کوهستانی احاطه کرده است. در این بلوک چهار طایفه ٔبزرگ وجود دارند که معروفترین آنها یغمایی ها هستند و این طوایف دائماً با هم در کشمکش و زد و خوردند.

جمله سازی با جندق بیابانک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهی است از دهستان جندق بیابانک بخش خور بیابانک شهرستان نائین، واقع در ۱۴هزارگزی شمال باختری خور، متصل به راه خور به جندق. ناحیه‌ای است واقع در جلگه، معتدل و دارای ۶۳۲ تن سکنه. از قنات مشروب می‌شود. محصولاتش غلات و خرما است. اهالی به کشاورزی گذران می‌کنند. هنر دستی زنان کرباس بافی است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰)

قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز