جمدان
مترادفها
یخچال، سردخانه
لغت نامه دهخدا
جمدان. [ ج ُ ] ( اِخ ) وادیی است میان امج و ثنیه غزال. ( منتهی الارب ).
جمدان. [ ج ُ ] ( اِخ ) کوهی است در راه مکه میان ینبع و عیص. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با جمدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردها همچنین دستمالی به نام شاشک یا جمدانی (جهمهدانی) را بر روی یک کلاه (کلاو) به سر میبندند.
💡 در روزهای بسیار گرم تابستان، استفاده از یک جمدان با کیفیت برای نگهداری نوشیدنیها و مواد غذایی در سفرهای تفریحی بسیار ضروری به نظر میرسد.
💡 هنگام رفتن به پیکنیک در طبیعت، حتماً باید جمدان را همراه خود ببرید تا بتوانید یخ را برای خنک نگه داشتن مواد اولیه حفظ کنید.
💡 طراحی مدرن جمدانهای امروزی باعث شده است که بتوان مدت طولانیتری مواد غذایی را در دمای بسیار پایین و بدون فاسد شدن نگهداری کرد.