لغت نامه دهخدا
جمدان. [ ج ُ ] ( اِخ ) وادیی است میان امج و ثنیه غزال. ( منتهی الارب ).
جمدان. [ ج ُ ] ( اِخ ) کوهی است در راه مکه میان ینبع و عیص. ( منتهی الارب ).
جمدان. [ ج ُ ] ( اِخ ) وادیی است میان امج و ثنیه غزال. ( منتهی الارب ).
جمدان. [ ج ُ ] ( اِخ ) کوهی است در راه مکه میان ینبع و عیص. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردها همچنین دستمالی به نام شاشک یا جمدانی (جهمهدانی) را بر روی یک کلاه (کلاو) به سر میبندند.