جامخ

لغت نامه دهخدا

جامخ. [ م ِ ] ( ع ص ) از جَمخ. متکبر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خودفروش. نازنده. مباهات کننده. ج، جُمَّخ.

فرهنگ فارسی

متکبر

جمله سازی با جامخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توكل جامى است كه مهر الهى بر آن زده شد و مهر آن جامخ را باز نمى كند و از آن نمىآشامد كسى كه به خدا توكل و اعتماد كرده باشد.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
گون یعنی چه؟
گون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز