لغت نامه دهخدا
توپ رس.[ رَ ] ( اِ مرکب ) دورترین نقطه ای که گلوله توپ بدان رسد. جایی که بتوان با توپ آنرا گلوله باران کرد.
توپ رس.[ رَ ] ( اِ مرکب ) دورترین نقطه ای که گلوله توپ بدان رسد. جایی که بتوان با توپ آنرا گلوله باران کرد.
دورترین نقطه که که گلوله توپ بدان رسد. جایی که بتوان با توپ آن را گلوله باران کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اینکه چرا آب از یک کاخ ماسهای خیس یا یک توپ رسی مرطوب خارج نمیشود را باید در کشش سطحی آب جستجو کرد. فشار منفی آب باعث میشود تا آب به دانههای خاک بچسبد و دانهها را به سمت یکدیگر هل دهد؛ اصطکاک میان دانههای جامد باعث میشود تا یک کاخ ماسهای پایدار باشد؛ حال در صورتی که این کاخ مرطوب به زیر سطح آب برده شود فشار منفی آب از بین میرود و کاخ فرو میریزد.