توپ رس

مترادف‌ها

گلوله گل

لغت نامه دهخدا

توپ رس.[ رَ ] ( اِ مرکب ) دورترین نقطه ای که گلوله توپ بدان رسد. جایی که بتوان با توپ آنرا گلوله باران کرد.

فرهنگ فارسی

دورترین نقطه که که گلوله توپ بدان رسد. جایی که بتوان با توپ آن را گلوله باران کرد.

جمله سازی با توپ رس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اینکه چرا آب از یک کاخ ماسه‌ای خیس یا یک توپ رسی مرطوب خارج نمی‌شود را باید در کشش سطحی آب جستجو کرد. فشار منفی آب باعث می‌شود تا آب به دانه‌های خاک بچسبد و دانه‌ها را به سمت یکدیگر هل دهد؛ اصطکاک میان دانه‌های جامد باعث می‌شود تا یک کاخ ماسه‌ای پایدار باشد؛ حال در صورتی که این کاخ مرطوب به زیر سطح آب برده شود فشار منفی آب از بین می‌رود و کاخ فرو می‌ریزد.

💡 هنرمندان سفالگر برای ساخت ظروف تزئینی زیبا، ابتدا یک توپ رس بزرگ تهیه کرده و سپس آن را با دست‌های خود به اشکال مختلف در می‌آورند.

💡 در آزمایشگاه‌های زمین‌شناسی، گاهی از یک توپ رس برای مدل‌سازی لایه‌های مختلف خاک و بررسی میزان جذب آب در ساختارهای مختلف استفاده می‌شود.

💡 کودکانی که در کلاس‌های هنری شرکت می‌کنند، با استفاده از یک توپ رس نرم، یاد می‌گیرند که چگونه شکل‌های هندسی ساده را با دست بسازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران