لغت نامه دهخدا
توریق. [ت َ ] ( ع مص ) برگ بیاوردن درخت. ( تاج المصادر بیهقی )( زوزنی ) ( از دهار ). برگ بیرون آوردن درخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گرفتن برگ از درخت. ( از اقرب الموارد ).
توریق. [ت َ ] ( ع مص ) برگ بیاوردن درخت. ( تاج المصادر بیهقی )( زوزنی ) ( از دهار ). برگ بیرون آوردن درخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گرفتن برگ از درخت. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک نمونه از بافتههای دوره سلجوقی که در موزه متروپولیتن نیویورک موجود است دارای اشکال توریقی —به معنی برگ دادن درخت— به رنگ پرتغالی و قهوهای، و قطعهای دیگر به رنگ سبز و سفید است.