لغت نامه دهخدا
تودس. [ ت َ وَدْ دُ ] ( ع مص ) چرانیدن ستور در گیاه وداس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وداس شود.
تودس. [ ت َ وَدْ دُ ] ( ع مص ) چرانیدن ستور در گیاه وداس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وداس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر هایدگر، پدیدارشناسان وجودی دیگر عبارت بودند از: ماکس شلر، ویلهلموس لویپن، هانا آرنت، کارل یاسپرس، امانوئل لویناس، گابریل مارسل، ژان پل سارتر، سیمون دوبووار، ادیت اشتاین، انزو پاسی مرلو-پونتی، و ساموئل تودس. بسیاری از تصورات این پدیدارشناسان از خود و خودآگاهی بر اساس انتقاد یا پاسخ به دیدگاههای اولیه ادموند هوسرل ساخته شدهاست.