لغت نامه دهخدا
( توأبة ) توأبة. [ ت ُ ءَ ب َ ] ( ع اِ ) ( از «ؤب » )تُؤَبة. ( اقرب الموارد ). عار و ننگ و فضیحت و رسوائی و هر چیز که از آن شرم داشته می شود. ( ناظم الاطباء ). خواری و رسوائی. عار. حیاء. ( از اقرب الموارد ).
توابه. [ ت َ ب َ ] ( اِخ ) نام مبارزی است تورانی که پسر او برته نام داشت. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از شرفنامه منیری ) ( از ناظم الاطباء ). نام پهلوانی ایرانی. ( از فهرست ولف ):
ز تخم توابه چو هشتادوپنج
سواران رزم و نگهدار گنج.فردوسی.