لغت نامه دهخدا
تمیش. [ ت َ ] ( اِ ) نامی است که در گرگان رود به تمشک دهند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به تمش و تمشک و جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 270 شود.
تمیش. [ ت َ ] ( اِ ) نامی است که در گرگان رود به تمشک دهند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به تمش و تمشک و جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 270 شود.
= تمشک
نامی است که در گرگانرود به تمشک دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژهٔ تمیشه برگرفته از نام دانه و بوتهٔ تمشک است. لغتنامهٔ دهخدا ذیل واژهٔ «تمیش» آوردهاست که در شماری از نواحی شمالی ایران چون آمل و تالش و گرگانرود به تمشک، «تمیش» یا «تمیش بور» گفته میشود. در دایرةالمعارف فارسی نیز تمیش به معنای بوته آمدهاست. در گویش طبری منطقه، واژهٔ «تمشکلو» به معنای تمشک است که گیاهی پیچکی و خاردار است و بدان «لَم» (Lam) نیز گفته میشود و هنوز مناطقی با نام «تمِشه» و «تمِشی» و «تمیشی» در پیرامون منطقهٔ تمیشهٔ مورد نظر وجود دارد که این نامگذاریها احتمالاً بهدلیل وفور بوتهزارهای تمشک در آن حوالی است.
💡 ستاره اقبال روسی کوچک و ظریف اندام با گلهای زیادی که در جام جهانی فوتبال ۱۹۷۸ در آرژانتین به ثمر رساند درخشید. بازیکن ۲۱ ساله آن زمان که پیراهن شماره ۲۱ تیم ملی را بر تن داشت در نخستین بازی مرحله گروهی این جام، در مقابل فرانسه گل تساوی تمیش را وارد دروازه تیم حریف کرد. ایتالیا در آن جام چهارم شد. در همان فصل، روسی با ویچنزا به نایب قهرمانی لیگ هم رسید و برای فصل تازه، راهی باشگاه فوتبال پروجا شد. اما این انتقال برای او خوشیمن نبود.