این واژه در زبان عربی و در منابع لغوی قدیم، دارای دو معنای اصلی است که هر دو به نوعی به ایجاد تغییر یا برهم زدن حالت طبیعی چیزی اشاره دارند. در معنای نخست، «تملیل» به عملی گفته میشود که باعث بیقرار کردن، ناراحت ساختن یا از حالت آرامش خارج کردن فردی دیگر میشود و در واقع نوعی ایجاد رنجش یا ناآرامی در شخص محسوب میگردد. این کاربرد در متون لغوی با عباراتی مانند «مللته تمليلاً» بیان شده که نشاندهنده ایجاد حالت بیقراری در دیگری است. در معنای دوم، «تملیل» به برگرداندن یا وارونه کردن چیزی اشاره دارد و زمانی به کار میرود که یک شیء از وضعیت طبیعی خود خارج شده و دگرگون یا چرخانده شود. در این کاربرد، فعل «قلبه» نیز به عنوان معادل معنایی آن ذکر شده که مفهوم واژگونی و تغییر جهت را تقویت میکند. بنابراین این واژه هم در حوزه احساسات انسانی و هم در حوزه تغییرات فیزیکی کاربرد داشته است. در متون لغوی مانند «ناظمالاطباء» و منابع مشابه، این دو معنا به عنوان کاربردهای اصلی واژه ثبت شدهاند. ساختار معنایی «تملیل» نشان میدهد که این واژه بر مفهوم ایجاد تغییر در حالت پایدار، چه در احساس و چه در وضعیت اشیا، دلالت دارد. در زبان عربی کلاسیک، چنین واژگانی معمولاً چندمعنایی بوده و بسته به متن، مفهوم متفاوتی پیدا میکردهاند. بنابراین «تملیل» واژهای است که هم به ناآرام کردن و هم به برگرداندن یا دگرگون ساختن چیزی اشاره دارد و در هر دو حالت، نوعی خروج از وضعیت اولیه را بیان میکند.
تملیل
لغت نامه دهخدا
تملیل. [ ت َ ] ( ع مص ) بی آرام و ناراحت کردن کسی را: مللته ُ تملیلا؛ بی آرام و ناراحت کردم او را. ( ناظم الاطباء ). || برگرداندن چیزی را: ملل الشی تملیلا، قلبه ُ. ( از اقرب الموارد ).