تلکه کردن
مترادفها
خرد کردن، له کردن، متلاشی کردن
لغت نامه دهخدا
تلکه کردن. [ ت َ ل َ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام نقدی قلیل به اجحاف گرفتن. ستدن رشوه های خرد. پول کمی به رشوه ستدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به تلکه بندی شود.
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) باج گرفتن، رشوه گرفتن.
فرهنگ فارسی
در تدوال عوام نقدی قلیل به اجحاف گرفتن. رشوه های خرد.
ویکی واژه
باج گرفتن، رشوه گرفتن.
جمله سازی با تلکه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جانی هوکر به همراه لوتر کولمن در شهر جولیت، ایلینوی جیببری میکردند و پول بهدستآمده را در قمار خرج میکردند تا اینکه در یکی از این تلکه کردنها بهطور اتفاقی پول هنگفتی را از بانکدار معروفی به نام دویل لانِگَن کلاهبرداری میکنند. این امر به کشته شدن لوتر میانجامد. جانی با همکاری دوست قدیمی لوتر، هنری گندورف که در شیکاگو زندگی میکند، سعی در انتقامگیری از لانِگن را دارد.