توهم کردن

لغت نامه دهخدا

توهم کردن. [ ت َ وَهَْ هَُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پنداشتن. گمان بردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). گمان کردن و پنداشتن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توهم شود.

فرهنگ فارسی

پنداشتن گمان بردن

جمله سازی با توهم کردن

💡 دنیِلز و پرایس (۲۰۰۰) با عنوان «تک‌ها» به کمال‌گرایان اشاره می‌کنند. کمال‌گرایان بر یکپارچگی شخصی تمرکز می‌کنند و می‌توانند در تلاش خود برای جستجوی حقیقت، خردمند باشند، بینش داشته‌باشند، و الهام‌بخش باشند. آنها همچنین تمایل دارند خودشان را از نقص‌های خود یا آنچه که نقص می‌دانند (مثل احساسات منفی) جدا کنند و می‌توانند به افرادی ریاکار و فوقِ منتقدِ دیگران تبدیل شوند که با این ابزارها، برای پنهان کردن گناهان خود، به دنبال توهم فضیلت بروند.

💡 جو گلیس فیلمنامه‌نویسی است که دُچار مشکلات مالی شده‌است و به شِدت به پول نیاز دارد. یک روز زَمانی که جو در حال فرار کردن از دست طَلبکاران خود است به‌طور اتفاقی وارد خانه نورما دزموند سِتاره سابق هالیوود می‌شود که دیگر شهرت گذشته را ندارد. در این میان نورما که هنوز در توهم شُهرت است عاشق جو گلیس شده و از او می‌خواهد پیش او بماند...

کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز