لغت نامه دهخدا
تقویب. [ ت َ ] ( ع مص ) زمین کندن. || از بیخ برکندن. || نشان کردن بر زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تقویب. [ ت َ ] ( ع مص ) زمین کندن. || از بیخ برکندن. || نشان کردن بر زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مارکزینیس در سال ۱۹۴۹ به عنوان «وزیر بدون وزارتخانه» منصوب شد، اما به طور مؤثری بر سیاستهای اقتصادی دولت و هماهنگیهای میان فعالیتهای مختلف اقتصادی وزارتخانهها اثرگذار بود. پس از انتخاب شدن متّحد قدیمیاش فرمانده الکساندر پاپاگوس به عنوان نخست وزیر در سال ۱۹۵۲، مارکزینیس این اثرگذاری خود را با تصدی پست «وزیر اقتصاد» تقویب کرد. در آوریل سال ۱۹۵۳، مارکزینیس ۵۰٪ از ارزش دراخمای یونان در برابر دلار آمریکا کاست تا بتواند یکجا محدودیتهای واردات را از بین ببرد. سیاستهای پولی مؤثر مارکزینیس زمینه را برای افزایش صادرات و تقاضای مصرفکنندهها فراهم کرد و همچنین تورم و کسری تراز تجاری را کاهش داد. در آن زمان مارکزینیس به عنوان جانشین احتمالی رهبر حزب و نخستوزیر مطرح بود که در صورت بازنشستگی فرمانده پاپاگس جانشین او میشد.