لغت نامه دهخدا
تقایل. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) باهم برانداختن بایع و مشتری بیع را.( منتهی الارب ). || ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تفاسخ بیع. ( اقرب الموارد ). رجوع به اقاله شود.
تقایل. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) باهم برانداختن بایع و مشتری بیع را.( منتهی الارب ). || ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تفاسخ بیع. ( اقرب الموارد ). رجوع به اقاله شود.
با هم برانداختن بایع و مشتری بیع را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لئوپولت که نیروی کافی برای تقایل رو در رو با آنگران را نداشت، به قلعه برایزاخ در کرانه راین عقبنشینی کرد. او امیدوار بود مقاومت مردم محلی جلوی پیشروی بیشتر مهاجمان را بگیرد. با این حال این مردم که نسبت به حکمرانی هاپسبورگ ناراضی بودند و به آنها تنفر داشتند کار چندانی برای دفاع از لئوپولت در برابر تهاجم آنگران نکردند.