تشویه
مترادفها
شک کردن، تردید کردن
لغت نامه دهخدا
( تشویة ) تشویة. [ ت َش ْ ی َ ] ( ع مص ) بریانی دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بریانی خورانیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بریان کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ). بریانی کردن ( زوزنی ). || دادن گوشت کسان را تا بریان کنند. ( منتهی الارب ). دادن گوشت برای بریان کردن. ( آنندراج ).
تشویة. [ ت َش ْ ی َ ] ( ع مص ) زشت خلق کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). زشت خلق گردانیدن. ( زوزنی ). زشت گردانیدن روی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). زشت کردن روی و جز آن. ( آنندراج ). || چشم بد رسانیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) زشت کردن روی.
فرهنگ عمید
۱. زشت کردن روی.
۲. به کسی چشم بد رسانیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زشت کردن زشت بنمودن.
بریانی دادن بریانی خورانیدن کسی را
ویکی واژه
زشت کردن روی.
جمله سازی با تشویه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اوایل هزارهٔ چهارم پیش از مسیح، مس مصرف عمومی یافت و برای ساختن پیکان، درفش، سنجاق جامه و جواهرات آن را چکش کاری میکردند ولی در نیمهٔ دوم هزارهٔ مزبور تغییر قابل ملاحظهای در تکنولوژی فلزات پدید آمد. در این دوره مس را با گداختن آن از کانی جدا کرده و به اشکال مختلف میریختند. اسناد آشوری دلالت دارد به اینکه ایرانیان سنگ مس گوگردی خود را در کورههایی به ارتفاع ۲ متر تشویه میکردند در صورتی که احیای آن در کورههای هوایی کوچک که قطر دهنهٔ آن در حدود ۲۲ و ارتفاع آن ۴۵ سانتیمتر بوده، انجام میشد.در نزدیکی انارک چند کورهٔ گداز مس ماقبل تاریخ درحالیکه در داخل بعضی از این کورهها هنوز بقایای مس و سرباره باقی ماندهبود، کشف شدهاست