تغدیه

لغت نامه دهخدا

( تغدیة ) تغدیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) کسی را چاشته دادن. ( زوزنی ). چاشت دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). چاشت خورانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تغدی شود.

فرهنگ فارسی

چاشت دادن

جمله سازی با تغدیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این زمین‌لرزه چشم‌گیر سبب ویران و نابودی گوانو، پاتاته، پلیلئو، پیارو و یک‌سوم آمباتو شد. زمین‌لرزه آمباتو صحنه‌ای از غم و اندوه بود و بقایای جنازه‌هایی در لابه‌لای آوار پیداشدند. در پلیلئو، امدادگران مردم را تغدیه‌کردند و قربانیان را به خاک سپردند. روزهایی پس از زمین‌لرزه، پس‌لرزه‌هایی رخ‌داد و سیل‌هایی درگرفت.

💡 جوروگومو همچنین می‌تواند به برخی از گونه‌های عنکبوت همچون نفیلا و صورت‌نقره‌ای اشاره کند. شناخته شده‌ترین یوکای عنکبوتی است که در سراسر مجمع‌الجزایر کشور ژاپن به جز جزیرهٔ شمالی هوکایدو یافت می‌شود. اندازهٔ بدنشان بین دو تا سه سانتی‌متر طول دارد اما قادر به بزرگتر شدن نیز دارند؛ برخی از آن‌ها به اندازه‌ای بزرگ می‌شوند که می‌توانند پردندگان کوچک را شکار و از آن‌ها تغدیه کنند.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز