تخبیر

لغت نامه دهخدا

تخبیر. [ ت َ ] ( ع مص ) خبر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( زوزنی ). خبر دادن و آگاه کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) خبر دادن، آگاه کردن، آگاهانیدن. ۲ - (اِمص. ) آگاهی، ج. تخبیرات.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) خبر دادن آگاه کردن آگاهانیدن. ۲- ( اسم ) آگاهی. جمع: تخبیرات.

ویکی واژه

خبر دادن، آگاه کردن، آگاهانیدن.
آگاهی؛
تخبیرات.

جمله سازی با تخبیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مترجم در ترجمه کتاب می‌گوید:لیکن فقهاء اختلاف نموده‌اند که این سه امر که در آیه محمول می‌باشد بر تخبیر، یاجمع یا ترتیب از سبکتر بسنگین تر؛ و بر هر تقیدیر این تأدیب، ایا با تحقق و فعلیت نشوز است، یا باظهور امارت و علامتش پیش از وقوعش یا بر هر دو؟

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز