تالانه
لغت نامه دهخدا
تالانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) نوعی ازشفتالو بود. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( الفاظ الادویه ). بعضی گویند: میوه ای است شبیه به شفتالو. ( برهان ) ( شرفنامه منیری ). تالانک. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). میوه ای است از جنس هلو و شفتالو. ( فرهنگ نظام ). میوه ای شبیه به هلو. ( ناظم الاطباء ). نامهای دیگرش شفترنگ و شلیل است. ( فرهنگ نظام ):
شد نار ترش شحنه و نارنج میرآب
تالانه لشکری شد امرود میر گشت.بسحاق اطعمه ( دیوان چ استانبول ص 38 ).زان که در خوان چنین میوه ضرورت باشد
مثل شفتالو و تالانه وانگور و انار.بسحاق اطعمه ( از فرهنگ نظام ).رجوع به تالانک شود.
فرهنگ فارسی
نوعی از شفتالو بود تالانک
جمله سازی با تالانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این عضو هیات مدیره کولبر نیوز، ضمن برشمردن اسامی کولبران جانباختگان همزمان با اعتراضات سراسری، تاکید کرد که این افراد همگی با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای مسلح حکومتی کشته شدهاند: «اسماعیل عبدی اهل جوانرود، بهاالدین احمدی، اهل سقز، کریم آسمانی، اهل بانه در فاصله بین ۲۵ تا ۳۰شهریور، مختار میرویسی اهل ثلاث باباجانی، شوانه مرادیاقدم اهل پیرانشهر، سامان زارعی اهل بانه، شهرام واصلی اهل بانه، میکائیل تالانه اهل پیرانشهر، کاروان گلزاری اهل مریوان، رحمان مامخضری اهل پیرانشهر در مهر و اسماعیل علیزاده، اهل سردشت نیز ۵ آبان سال جاری در پی شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی در مناطق مرزی استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی کشته و ٢٣ کولبر دیگر نیز زخمی شدهاند.»