بی مدرکی
مترادفها
بیدلیل، بدون مدرک
متضادها
مستند، با مدرک، اثباتشده
لغت نامه دهخدا
بی مدرکی. [ م َ رَ ] ( حامص مرکب ) بی دلیلی. فقدان برهان. عدم مستند و مدرک.
جمله سازی با بی مدرکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با چنین نافهمی و بی علمی و بی مدرکی مختصر گویم که محشر کردی احسنت ای جناب