لغت نامه دهخدا
بلوردان. [ ب َ وِ ] ( اِخ ) دهی از بخش قصرقند، شهرستان چاه بهار. سکنه آن 700 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
بلوردان. [ ب َ وِ ] ( اِخ ) دهی از بخش قصرقند، شهرستان چاه بهار. سکنه آن 700 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار. آب از قنات. محصول غلات و خرما و برنج.
بُلورْدان (geode)
در زمین شناسی، حفره ای نیمه کروی که در آن، بلورها از دیوارۀ بیرونی به سمت مرکز رشد کرده اند. در بلوردان ها، غالباً بلورهای کامل و زیبایی از کوارتز، شامل دُرّ کوهی بنفش، و کلسیت یا سایر کانیها یافت می شود.
💡 علاوه بر این معادن فعال شهرستان میتوان به نمونههایی فراوان از معادن خاک نسوز در منطقه کلمرد و رباط خان، معادن بنتونیت، معدن سولفات سدیم عشق آباد، معدن فلورین کمر مهدی (که از بی نظیرترین و خالصترین معادن فلورین خاورمیانه بوده ومحصولات آن به اروپا نیز صادر میشود)، معدن باریت کریستالین، معدن منگنز و معدن گچ را نام برد. بر روی نمونههایی از عقیق و بلوردان (ژئود) در منطقه نایبندان و دیهوک نبز مطالعاتی در حال انجام است