لغت نامه دهخدا
بلندشدگی. [ ب ُ ل َ ش ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت بلند شدن: کَبوة؛ بلندشدگی خدرک. ( منتهی الارب ). رجوع به بلند شدن و بلندشده شود.
بلندشدگی. [ ب ُ ل َ ش ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت بلند شدن: کَبوة؛ بلندشدگی خدرک. ( منتهی الارب ). رجوع به بلند شدن و بلندشده شود.
حالت بلند شد. کبوه. بلند شدگی خدرک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضمناً در صورت استفاده از فونداسیون نواری روی پیچش شناژهای رابط طولی نمیتوان حساب کرد چون بار باد همزمان به همه قابها وارد میشود (همینطور سایر بارها) و چنانچه دهانه سوله بزرگ باشد فونداسیونهای نواری عرضی هم شاید خیلی کارساز نباشد. چون اولاً باید آنها را طراحی نمود (آرماتور و بلند شدگی آنها را) و ثانیاً تغییر شکل آنها باید بررسی شود که از حد مجاز بیشتر نباشد. ضمناً همان تغییر شکل (چرخش فونداسیون) هر چقدر هم که ناچیز باشد، باید اثر آن را بر روی جابجایی کنیم سوله بررسی کرد. ضمناً معمولاً وصل کردن فونداسیون به صورت نواری بسیار پرهزینه است.