لغت نامه دهخدا
بزچران. [ ب ُ چ َ ] ( نف مرکب ) چراننده بز. چوپان.
بزچران. [ ب ُ چ َ ] ( نف مرکب ) چراننده بز. چوپان.
چراننده بز چزپان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینمای مراکش دارای سابقه بسیار طولانی است. لوئی لومییر در سال ۱۸۹۷ یک فیلم ابتدایی مستند از فعالیتهای روزانه یک چوپان مراکشی ساخت که به بزچران مغربی مشهور است. با این همه تاریخ سینمای مراکش را باید به بعد و قبل از دوران استعمار در این کشور تقسیم نمود.
💡 گفتند: رئيس قبيله، مالك بن عوف، تمام زنها و كودكان و چهارپايان را حركت داده تا هرمردى، از زن و بچه و اموالش دفاع كند و مردانه براى حفظ آنها بكوشد. گفت: بخداى كعبه قسم كه مالك بزچران است و از رموز جنگ بى خبر.
💡 در این داستان، کوروش فرزند راهزنی است از طایفه «مَردها» که مادرش نیز به شبانی و بزچرانی مشغول است.