برنوف

لغت نامه دهخدا

برنوف. [ ب ُ / ب َ ] ( ع اِ ) گیاهی است و در مصر بسیار باشد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). درختی است قریب به درخت انار و پرشاخ، و برگش شبیه به برگ زعرور و از آن تیره تر و مزغب و رایحه او تند و بدبوی و شکوفه او مثل خوشه و با زردی و وسط شکوفه او زغب دارد. ( از تحفه حکیم مؤمن ). شاه بانگ. ( تذکره داود ضریر انطاکی ). شابانگ. شابانج. ( تحفه حکیم مؤمن ). آتش سگ. تس سگ. بنفشه سگ. جمسفرم بری.ریحان الغزال. شاهفانج. شجره ابراهیم. شجره مریم. طیون. قیصوم. رجوع به شباهنگ در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شاه بانگ

جمله سازی با برنوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او اولین استاد زبان سانسکریت بود که در کالج دو فرانس (۱۸۱۵) منصوب شد، جایی که شاگردانش شامل الکساندر لانگلوا، آگوست-لوئیس-آرماند لوزلور-دزلونگشان و به ویژه یوژن برنوف بود که جانشین او در کالج شد. او در سال ۱۸۳۲ درگذشت.

حقه یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز