برنتابیدن
مترادفها
تحمل کردن، تاب آوردن، طاقت آوردن
متضادها
تاب آوردن، تحمل کردن، پذیرا بودن
فرهنگ معین
(بَ. نَ دَ )(مص ل. ) طاقت نیاوردن.
ویکی واژه
طاقت نیاوردن.
جمله سازی با برنتابیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هوادارانش میگویند او در سالهای اصلاح، ثبات و همبستگی بین گروههای قومی و نژادی را حفظ کردهاست. گاردین نوشت برخی از او به دلیل عملکرد ضعیف در برابر فساد شایع و گسترده، نبود آزادی بیان کافی، انتخابات غیرمنصفانه و نیز برنتابیدن نظرات گروه مقابل انتقاد میکنند.
💡 او به دلیل شخصیت بسیار حساس خود، نمیتواند کوچکترین انتقادهای سازنده را از سوی همکارانش در محیط کار بپذیرد و به سرعت برنتابیدن خود را نشان میدهد.
💡 بسیاری از مردم در برابر بیعدالتیهای اجتماعی و رفتارهای غیرمنصفانه در جامعه، توانایی برنتابیدن دارند و سعی میکنند از طریق روشهای قانونی اعتراض کنند.
💡 در شرایط بسیار دشوار زندگی، برخی افراد قدرت برنتابیدن به سختیها را ندارند و ممکن است دچار افسردگی یا ناامیدی عمیق در زندگی شوند.