لغت نامه دهخدا
برجهیدن. [ ب َ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) جهیدن. رجوع به جهیدن شود.
برجهیدن. [ ب َ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) جهیدن. رجوع به جهیدن شود.
جهیدن.
💡 برخلاف تصور، کلیسای فلورانس کوچکترین تشابهی به کلیسای گوتیک ندارد و بسیاری از مختصات سبک گوتیک در این کلیسا دیده نمیشوند: اثری از پشت بندهای معلق و پنجرههای پر شکوه زیر گنبدی نیست و روی دیوارها فقط در نقاط پراکندهای، پنجرههای روزنه مانند کوچکی تعبیه شدهاند. سطوح این ساختمان نیز به شیوهٔ قدیمی توسکان با طرحهای هندسی مرمر نشان تزئین شدهاند. کلیسای فلورانس به زمین چسبیدهاست و تمایلی به برجهیدن به ارتفاعات زیاد ندارد. تمام تاکیدها در اینجا بر عناصر افقی طرح گذاشته شدهاند و کلیسا، محکم و با عظمت بر کرهٔ خاکی تکیه زدهاست. حدود حجمهای سادهٔ هندسی، آشکارا مشخص شدهاست و تمایلی به در هم آمیختن با آسمان در آنها دیده نمیشود. گنبد، با آنکه ممکن است به نظر برسد که به علت برش قوس جناغی اش رو به بالا سیر میکند، سایهٔ نیمرخِ تند و مسدودی دارد که آن را با تأکید هرچه بیشتری بر زمینهٔ آسمان آبی پشت سرش نقش میزند.