بالمشافهه

لغت نامه دهخدا

( بالمشافهة ) بالمشافهة. [ بِل ْ م ُ ف َ هََ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + مشافهة ) مشافهة. با روبرو سخن گفتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). روباروی گفتن. روبرو گفتن. ( ناظم الاطباء ).
- رقم بالمشافهة؛دستور زبانی. مقابل دستور کتبی: جمعی که ملازم دیوان می شوند اگر رقم بالمشافهه صادر نشده باشدو ریش سفیدان هر طبقه عرض نموده باشند مادام که تعلیقه وزیر اعظم نرسد، رقم خدمت و ملازمت داده نمیشود. ( تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص 6 ). بالمشافهه بشما گفتم؛ روبرو بشما گفتم. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بالمشافهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ياد آور در حين دخول وقت، كه اين آن زمانى است كه مقرر فرموده است حق تعالى كهقيام نهائى در آن وقت به خدمت، و بالمشافهه رو در رو متكلم شوى با آن حضرتو لياقت راز گفتن را به هم رسانى و امتثال فرمان نمائى و به وفور طاعت او مستحضرشوى و بايد كه ظاهر شود در حين دخول وقت، در روى تو، اثر خوشحالى و بهجت از جهتآنكه وقت اذن دخول و سبب قرب و وسيله فوز تو رسيده پس مهيا شو از براى طهارت ونظارت و بپوش لباسى را كه صلاحيت و لياقت مناجات با قاضى الحاجات داشته باشديعنى: از ممر حلال بهم رسانيده باشى، و خالى باشد از نجاسات و كثافات و مهياىدخول به حضور شو، چنانكه مهيا مى شوند غلامان و ملازمان پادشاهان دنيا و هرگاه طلبنمايد پادشاه يكى از ايشان را، به جهت مكالمه و مخاطبه خود، اوداخل مى شود به حضرت پادشاه، در حالتى كه متردد است ميان خوف و رجاء، كه آيامكالمات او مستحسن پادشاه مى افتد و درباره او احسان و انعامىمبذول مى دارد يا آنكه سوء ادبى از او به عمل مى آيد كه موجب حرمان خدمت يا مورد تنبيه وسياسيت شود.