ایزم

لغت نامه دهخدا

ایزم. [ زُ ] ( اِ ) هیزم:
باغ خود را نچیده گل میوه
برد سرهنگش ایزم و میوه.اوحدی.رجوع به هیزم شود.

فرهنگ فارسی

هیزم

جمله سازی با ایزم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌برندت این خسان بی‌قرار تا کنندت ایزمان حالی بدار

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز