ایران سپاهبد

لغت نامه دهخدا

ایران سپاهبد. [ س ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) رئیس طبقه جنگیان ایران در زمان ساسانیان. ( از دائرةالمعارف فارسی ). ایران سپاهبذ. و رجوع به ایران در زمان ساسانیان شود.

فرهنگ فارسی

رئیس طبقه جنگیان ایران در زمان ساسانیان.

جمله سازی با ایران سپاهبد

💡 در کتاب‌های پهلوی قرن ۳/ ۹ واژگان کهن ساسانی، به روشنی باقی‌مانده‌است. در کارنامگ، تنها جایی که ایران به کار رفته‌است، در عبارت «شاهِ ایران» و عنوان ایران سپاهبد است؛ و الا کشور همیشه ایرانشهر نامیده می‌شد. همین نکته برای کتاب «اَردا ویراز» صادق است، جایی که فرمانروای آریایی‌ها "eran dahibed" به تنهایی در کنار نام جغرافیایی ایرانشهر دیده می‌شود. در دینکرد، ج ۷، همان تمایز به‌طور عمومی (همراه با «انیران» که از «غیر آریایی‌ها» تمایز داده شده) به وجود آمده‌است. در اینجا عبارت ēr deh، جمع ērān dehān، از ترجمه پهلوی یشت‌ها، گه‌گاه برای «سرزمین آریایی‌ها» به کار رفته‌است. با این وجود، این حقیقت که ایران عموماً به صورت جغرافیایی نیز فهمیده می‌شد، با ساخته شدن صفت eranag یعنی ایرانیان دانسته می‌شود که ابتدا در بندهش و آثار معاصر گواهی شده‌است.

زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز