( آماس ) آماس. ( اِ ) آماه. وَرَم. تورّم.باد. نَفخ. برآمدگی. پف کردگی. تَهَبﱡج:
لیکن از راه عقل هشیاران
بشناسند فربهی زآماس.ناصرخسرو.مُتنبی نکو همی گوید
بازدانید فربهی زآماس.مسعودسعد.و زنان از بهر درد و آماس رحم پنبه بدان تر کنند و برگیرند عظیم سود کند. ( نوروزنامه ).
بسی فربه نماید آنکه دارد
نمای فربهی از نوع آماس.سنائی.عقل را حایل جحیم شناس
نبود همچو فربهی آماس.سنائی.کسی که چشم خرد دارداز اکابر عصر
نظر بحالت او می کنم ز روی قیاس
بعینه مثلش آن حریص محروم است
که بازمی نشناسد ز فربهی آماس.ابن یمین.وفعل آن آماسیدن و آماس کردن و آماس گرفتن. و در متعدی آماسانیدن است.
- آماس لهات، آماس مزمن لهات؛ افتادن زبان کوچک.
آماس. ( ع اِ ) ج ِ اَمْس.
( آماس ) ( اِ. ) = آماز: ورم، برآمدگی، آماده و آماز نیز گویند.
( آماس ) ۱. برآمدگی و تورم عضوی از بدن در اثر بیماری، جراحت یا کوفتگی، ورم.
۲. برآمدگی غیرعادی.
( آماس ) ( اسم ) ورم تورم باد نفخ بر آمدگی.
آماز، آماه: ورم، بر آمدگی وتورم عضوی ازبدن
[پزشکی] ← تصلب پراکنده
اماس یک منطقهٔ مسکونی در الجزایر است که در استان بشار واقع شده است.
اماس ۴۳۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
رجوع شود به:اسکلروز متعدد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قُبله اول ز قِبله باز شناس تا بدانی تو فربهی ز اماس
💡 اماس ۸۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 علم جمله جهان جزین مشناس بشنو فرق فربهی ز اماس
💡 لیکن از راه عقل هشیاران بشناسند فربهی ز اماس