لغت نامه دهخدا
افسار زدن. [ اَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مهار کردن. افسار نهادن. || کنایه از جلوگیری کردن از بی مبالاتی و گستاخی:
گر خودپرست بر خرعیسی شود سوار
دجال دیو بر سرش افسار میزند.ملاشانی تکلو ( از آنندراج ).
افسار زدن. [ اَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مهار کردن. افسار نهادن. || کنایه از جلوگیری کردن از بی مبالاتی و گستاخی:
گر خودپرست بر خرعیسی شود سوار
دجال دیو بر سرش افسار میزند.ملاشانی تکلو ( از آنندراج ).
مهار کردن افسار نهادن یا کنایه از جلوگیری کردن از بی مبالاتی و گستاخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رینینگ (به انگلیسی: Reining، به معنای افسار زدن یا لجام زدن) یک سبک سوارکاری غربی است که متأثر از سبک رنچینگ و سنت جنگاوری است که توسط کنکیستادورهای اسپانیایی به آمریکا آورده شدهاست. در این نوع سوارکاری، اسب را به صورت چهارنعل از مسیرهای مشخصی که شامل دوایر، پیچها و توقفهای مختلف است عبور میدهند.