افرج

لغت نامه دهخدا

افرج. [ اَ رَ ] ( ع ص ) آنکه هر دو سرین وی جهت بزرگی با هم نپیوندد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آنکه هر دو الیه وی بزرگ باشد و بهم نرسد. و انثی: فرجاء. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ) ( تاج المصادر بیهقی ). آنکه هر دو الیه وی بزرگ باشد و بهم نرسیده. ( المصادر زوزنی ). || مرد گشاده دندان پیشین. ( آنندراج ). رجل افرج الثنایا؛ مرد گشاده دندان پیشین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آنکه شرم جای او پیوسته منکشف باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه هر دو سرین وی جهت بزرگی با هم نپیوندد

جمله سازی با افرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در دعاى 54 صحيفه سجاديه مى فرمايد: (( يا رحمن الدنيا و الاخرة و رحيمهاصل على محمد و آل محمد و افرج همى و اكشف غمى ))

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز