اعقد

لغت نامه دهخدا

اعقد. [ اَ ق َ ] ( ع ص ) آنکه زبانش گره بندد وقت سخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرفته سخن. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || سگ و گرگ پیچیده دنب. جعلوا اسماً لهما معروفاً لانعقاد ذنبهما. ( منتهی الارب ). سگ و گرگ پیچیده دنب. ( آنندراج ). سگ. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). || قچقارکه شاخ آن گره کرده باشد. ( آنندراج ). کبش اعقد؛ قچقار که شاخ آن گره کرده باشد. ( منتهی الارب ). || سخت ناکس. ( آنندراج ). لئیم اعقد؛ سخت ناکس. ( منتهی الارب ). || ( ن تف ) پرگره تر. گره دارتر.
- امثال:
اعقد من ذنب الضب. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آنکه زبانش گره بندد وقت سخن

جمله سازی با اعقد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فقال امير المومنين: انى اشهد اله آنهاقد حنت و انت و مدت يديها و ضمتهما الى صدرها ملياو ادا بهاتف من السما ينادى: يا ابا الحسن ! ارفعهما عنها فلقد ابكيا و الله ملائكهالسماوات، فقد اشتاق الحبيب الى المحبوب.قال فرفعتهما عن صدرها و جعلت اعقد الردا.(178)

💡 قال على: و الله اخذت فى امرنا و غسلتها فى فميصها و لم اكشفه عنها، فو اللهلقد كانت منيونه طاهره مطهره، ثم حنطتها من فضله حنوطرسول الله (ص ) و كفنتها و ادرجته فى اكفانها، فلما همت ان اعقد الدا، ناديت: يا ام كلثوميا زينب يا سكينه (كذا) يا فضه يا حسن يا حسين ! هلموا تزودوا من امكم فهذا الفراق، واللقا فى الجنه.

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز