اعدام کردن

لغت نامه دهخدا

اعدام کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نابودن کردن. نیست کردن. کشتن. بقتل رسانیدن. ( از یادداشت های مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نابودن کردن. نیست کردن ٠ کشتن.

جمله سازی با اعدام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعدام کردن در حقیقت یک نوع مجازاتی است که از سوی حاکمان یک نظام یا دولت برای خاطیان در نظر گرفته می شود

💡 اعدام کردن در حقیقت یک نوع مجازاتی است که از سوی حاکمان یک نظام یا دولت برای خاطیان در نظر گرفته می‌شود.