اصحاح

لغت نامه دهخدا

اصحاح. [ اِ ] ( ع مص ) صاحب اهل و مواشی تندرست شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خداوند چارپای تندرست شدن. ( زوزنی ). بهبود یافتن اهل و ماشیه کسی. اصحاح قوم؛ چنانست که به مواشی آن آفتی برسد و آنگاه برطرف شود.( قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). و گویند: لایورد الممرض علی المصح؛ یعنی کسی که شتر او مبتلا به مرض است بر کسی که شترش سالم میباشد وارد نشود. ( از اقرب الموارد ). || اصحاح زید عمرو را؛ تندرست یافتن او را. ( از اقرب الموارد ). || اصحاح خدا کسی را؛ برطرف کردن مرض او و بهبود بخشیدن به وی. ( ازاقرب الموارد ). دور گردانیدن مرض را از کسی و تندرست گردانیدن او را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اصحاح. [ اَ / اِ ] ( ع اِ ) اصحاح از تورات و انجیل، بمنزله سوره از قرآن است. ج، اصحاحات. ( قطر المحیط ).

فرهنگ فارسی

و اصحاح از تورات و انجیل بمنزله سوره از قر آن است.

جمله سازی با اصحاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در انجيل يوحنا، اصحاح 21 (شماره 15 - 18) آمده است كه عيسى به شمعون وصيت كرد وفرمود: سرپرست گله من باش. و اين، كنايه از اين است كه سرپرستى ايمانآورندگان به او را بر عهده بگيرد. همچنين در قاموس، كتاب مقدس، آمده است: مسيح، او(شمعون ) را به رهبرى كنيسه برگزيد.

💡 و منظور نويسندگان انجيل ها اين بوده كه هم توحيد را كه مسيح (عليه السلام ) درتعليماتش به آن تصريح مى كرده حفظ كنند، همچنانكه درانجيل مرقس اصحاح دوازدهم مى گويد: (اول هر يك از وصايا(ى من اين است كه ) اىاسرائيل رب اله تو واحد است و تنها او رب تو است و هم پسر بودن مسيح براى خدا راحفظ كنند (و نتيجه اش اين تناقض گوئى ها شده است ). (مترجم )).

💡 انجيل لوقا اصحاح پنجم مى گويد: كاهنان و يهوديان رياكار بر سر شاگردان مسيحغوغا كردند كه چرا شما شاگردان مسيح با باجگيران و خطاكاران مى خوريد و مىنوشيد، خود مسيح به جاى شاگردان پاسخ داد: آنانكه صحيح و سالم اند طبيب لازمندارند، و تنها بيمارانند كه طبيب مى خواهند، من نيامده ام كه صديقين را دعوت كنم، ليكنخطاكاران را به توبه مى خوانم.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز