لغت نامه دهخدا
اشکال کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایراد گرفتن. تردید و شک کردن در مطلبی یا کاری.
اشکال کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایراد گرفتن. تردید و شک کردن در مطلبی یا کاری.
ایراد گرفتن یا تردید و شک کردن در مطلبی یا کاری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفسیرهای او بر مبادی کلامی استوار است. طوسی برای رفع تعارض بین روایتها، در این اثر کوشیدهاست تا به جای اشکال کردن بر سند روایت و بیاعتبار کردن آن، از راه جمع عرفی[یادداشت ۶] اقدام کند.
💡 همایش دیگر به مناسبت رونمایی از کتاب «مکتب اجتهادی آخوند خراسانی» نوشته سید مصطفی محقق داماد در آبان ۱۳۹۷ در تهران بر پا شد. اکبر ثبوت که در همایش سده مشروطه در ۱۳۸۵ سخنرانی کرده بود و سپس به سبب نگارش کتابی در مورد اشکال کردن آخوند خراسانی بر تشکیل حکومت اسلامی توسط روحانیون، مورد انتقاد و بایکوت خبری توسط رسانههای انقلابی قرار گرفته بود از سخنرانان این همایش بود. چنانکه داود فیرحی و غلامحسین ابراهیمی دینانی به بیان سخنانی پیرامون آخوند خراسانی پرداختند.