لغت نامه دهخدا
اسپاناخ. [ اِ ] ( اِ ) اسپاناغ.اسپناج. اسفناج. سفاناخ. اسپانخ. اسفاناخ. سپناخ.
اسپاناخ. [ اِ ] ( اِ ) اسپاناغ.اسپناج. اسفناج. سفاناخ. اسپانخ. اسفاناخ. سپناخ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 espinaca: به معنی اسفناج. برگرفته از واژه فارسی اسفناج یا فارسی باستان اسپاناخ.