اسهال دموی
مترادفها
اسهال خونی
لغت نامه دهخدا
اسهال دموی. [ اِ ل ِ دَ م َ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به اسهال خونی شود.
جمله سازی با اسهال دموی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و او غیر گل انار مثمر (میوه دار) است. اگر چه در جمیع افعال مشابه یکدیگرند. در دویم سرد و خشک و قابض و رادع و مجفف و مقوی اعضاء و جهت اسهال دموی (اسهال خونی) و صفراوی و رطوبی و زلقالامعاء و سحج (پوسته اندازی روده) و قرحه امعاء و نزفالدم هر عضو و نفثالدم و جرب و حکّه و منع ریختن مواد به معده نافع و ضماد او جهت بدبوئی زیر بغل و التیام جراحات و منع ثراید اورام و سقوط موی و سنون و مضمضه او با سرکه جهت بدبوئی دهان و استحکام لثه و اسنان (دندانها) و قلاع (کرم دندان) مؤثر و مصدِّع (سر دردآور) و مصلحش کتیرا و قدر شربتش تا دو درهم و بدلش به وزن او پوست انار است و از خواص اوست که چون روز چهارشنبه وقت طلوع آفتاب یک عدد غنچه نشگفته او را صاحب رمد (آب ریزش چشم) و معتادین آن از درخت به دهن جدا کرده فرو برد تا یک سال رمد نکشد و از مجربات شمردهاند.