لغت نامه دهخدا
استیفاق. [ اِ ] ( ع مص ) توفیق خواستن. ( تاج المصادربیهقی ) ( زوزنی ). توفیق خواستن از خدای. توفیق جستن.( منتهی الارب ). || بر صواب بودن در حجت.
استیفاق. [ اِ ] ( ع مص ) توفیق خواستن. ( تاج المصادربیهقی ) ( زوزنی ). توفیق خواستن از خدای. توفیق جستن.( منتهی الارب ). || بر صواب بودن در حجت.
توفیق خواستن
💡 بهر تقدیم خدمتش که ملک جسته پیوسته از حق استیفاق