استلقاء

لغت نامه دهخدا

استلقاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ستان خفتن. ( مجمل اللغه ) ( منتهی الارب ). بپشت واخسپیدن. بپشت واخوابیدن. به ستان واخفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بر پشت واخسپیدن. ( غیاث ). بر قفا خفتن. ( منتهی الارب ). ستان افتادن. بر پشت افتادن. طاق باز خوابیدن: استلقی علی ظهره و نیز سلقته فاستلقی؛ ستان بر زمین افکندم او را پس ستان افتاد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. )بر پشت خوابیدن، طاق باز خوابیدن.

ویکی واژه

بر پشت خوابیدن، طاق باز خوابیدن.

جمله سازی با استلقاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشاره الف. در قرآن كريم از صحنه قيامت با تعبيرهايى مانند، (يوم يقوم الناس لرب العالمين )(961) و (يوم يقوم الحساب )(962) ياد شده و در ادب فارسى از آن روز به رستاخيز يعنى برخاستن و راست شدن ياد مى شود؛ چنان كه شاهدان در آن روز برمى خيزند: (يوم يقوم الا شهاد)(963). البته قيام در آن روز تناه به معناى قيام از قبر يا قيام از اضطجاع و استلقاء و قعود و مانند آن نيست، بلكه هرگونه آمادگى و ظهور را دربرمى گيرد؛ از اين رو از قيام فرشتگان در آن روز سخن به ميان مى آيد: يوم يقوم الروح و الملائكة صفّاً (964).

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز