لغت نامه دهخدا
استئناس. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیناس شود.
استئناس. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیناس شود.
💡 بو علی، در تفسیر قل اعوذ بر ب الناس آیه اول، میگوید: منظور ازربوبیت، تربیت است وتربیت عبارت است از تسویه مزاج و مراد از این قول خداوند که میفرماید: «فاذا سویته»، همین میباشد. این، اولین نعمت الهی بر انسان است، که در مرحله بعدی تربیت به واسطه قهر و غلبه میباشد... «من شر الوسواس الخناس»، قوهای کهوسوسه را ایجاد میکند، قوه متخیله است، البته در صورتی کهنفس حیوانی آن را به کار گیرد. «الذی یوسوس فی صدور الناس»، بیان گر معنایخناس است که همان قوه متخیله میباشد و باعث ایجاد وسوسه در سینهها میشود و این بدان جهت است که ثابت شد متعلق اول برای نفس انسانیقلب میباشد و به واسطه آن، قوا در سایر اعضا پراکنده میشود، پس تأثیر وسوسه، اول درسینه خواهد بود. «من الجنه و الناس»،جن، عبارت است از استتار وانس، عبارت است از استئناس. بنا بر این امور مستتر همانحواس باطن و امور مستانسه همانحواس ظاهر هستند.